پایگاه خبری شاهرود
زنده بودن را به بیداری بگذرانیم که سالها به اجبار خواهیم خفت
درباره وبلاگ


اطـلاع رسـانی به هنـگام، دقیـق، شفـاف و هماهنگ، بهترین و بسترسازترین اهرم برای آمـاده كردن افـكار عمـومـی و فرهنگ سازی است.
بر این اسـاس و بـه مـنـظـور اطـلاع رسـانـی، پایگاه خبری شاهرود را ایجاد کردیم.
پایگاه نوپای خبری شاهرود، دست همكاری و هـمـراهی بـه سـوی هـمـه دسـت انـدركاران رسانه های خبری و اندیشه پردازان دراز كرده و خــود را نـیـازمـنـد بـهـره گـیـری از نـظــــرات و تجربیات شما می داند.
استفاده از مطالب و تصاویر وبلاگ با ذکر منبع بلامانع میباشد .

مدیر وبلاگ : خبرنگار
مطالب اخیر
نویسندگان
دوشنبه 18 دی 1391 :: نویسنده : خبرنگار


پیر مشکل گشا، آفتابِ بیارجمند، آیت اسلام، حاج محمدرضا احمدی، ما و دیار ما را تنها گذاشت و گذشت. رحمت و رضوان خدا بر او باد. روز سه شنبه، تمام شاهرود پیکر پاک او را در نمایشی شورانگیز بدرقه کرد. این بدرقۀ به یاد ماندنی و نیز مراسم تشییع و خاکسپاری با شکوه او در بیارجمند، به روز اربعین حسینی، نشان داد که مردم منطقه صفا و روحانیت و اخلاص و خدمت را به خوبی می شناسند و ارج می نهند. امام جمعه بیارجمند، حاج آقا احمدی، کاروانی از فضیلت و برکت بود که رفت.
از کاروان چه ماند جز آتشی به منزل؟


نمی دانم از چه زمانی عنوان "روحانی" برای عالمان دین در زبان ما به کار رفته است، اما اگر هم چنین رسمی در میان نبود، حاج آقای احمدی یک روحانی تمام بود. مردی که روح مردم دیار ما او را می طلبید و به حضور و وجود او نیاز داشت. حضورش روح داشت. از جنس مردانی بود که دل آدمی به راستی برایش تنگ می شود. وقتی دل غبار آلود می شود، هیچ چیز به اندازۀ صحبت پیران باصفا و روشن رای جلابخش و شفا بخش نیست:
دل که آئینۀ شاهی است غباری دارد از خدا می طلبم صحبت روشن رائی

تقدیر آن بوده است که در این سالها، کار بنده اغلب در خارج از میهن عزیز باشد. اما همواره دنبال فرصتی بوده ام که به شهر و دیار خود بیایم و جانی تازه کنم. در این سالها، هر وقت امکان سفر به شاهرود پدید می آمد، یکی از اولین نویدهائی که به دل خویش می دادم این بود که : می روی و حاج آقا احمدی را هم در بیارجمند زیارت می کنی، شستشو می کنی، غبار دل را در صحبت این پیر روشن رای می زدائی، و از برکت حضور و دعای او نصیب می بری. از وجود این مرد وارسته و مبارک، آرامش و ایمان و صفا می تراوید؛ نور می ریخت و ظلمت می گریخت:
شب مردان خدا روز جهان افروز است عارفان را به حقیقت شب ظلمانی نیست

صدای آرام و گاه لرزان، اما پر طمانینۀ او، سکینه و قرار را به جانهای بی قرار باز می آورد. از خود می پرسم، و می پرسیم، که راستی چه رازی است که پیر مردی ساده و نحیف اینطور می تواند دلهای مردمان را تسخیر کند؛ تکیه گاه روحی همه مردم شهر و دیار باشد؟ و مردم شهر در هر مشکلی که برایشان پدید می آید به یاد او بیفتند؟ به سوی او بشتابند و از نفس معنوی او مدد بجویند.
آن نفس کائینه را روشن کند آن نفس کاین خاک را گلشن کند

در تردیدها و چه کنم ها، از موهبت فهم روشنی که از قرآن کریم داشت، از او نشانِ راه خیر طلب می کردیم. و او، بی تکلف، قرآنش را بر می داشت، صلوات بر لب آن را می گشود، و با فهمی عمیق و نکته بینی حیرت آوری، از آیه صدر صفحه چیزی می فهمید که به راستی رازنما و راه گشا بود. استخاره های حاج آقا احمدی بیارجمند و توضیحات و نکاتی که می فرمود پایان سردر گمی های ما بود. 

وقتی با قرآن استخاره می کرد، از روی لطف، آیه مربوط را هم برای حقیر می خواند، یا نشانی اش را می فرمود؛ و من پس از مراجعه به آیه و تامل در آن، در شگفت می ماندم که او چگونه این نکته های باریک و لطیف را از دل آیه بیرون می کشد. استخاره های او خود دلیلی بود که دیدن جمال آیه آینه می خواهد

.
روی تو خوش می نماید آینۀ ما کاینه پاکیزه است و روی تو زیبا
چون می روشن در آبگینۀ صافی خوی جمیل از جمال روی تو پیدا

روی زیبا آینه ای پاکیزه می خواهد. آیه ها را آینه ها منعکس می کنند. قلب حاج آفا احمدی آینه بود؛ صاف و بی زنگار؛ بی رنگ و ریا. آیه ها در آن آینه می تافت و شعاع می پراکند.
آینت کز زنگ آلایش جداست پر شعاع نور خورشید خداست

او مثل آفتاب منطقه را گرم می کرد. یار بود، پناهِ دل بی قرار، و از زهد فروشی بیزار. پناهگاه مردم بود؛ متوسل؛ متوکل؛ متبسم. و اینها صفات مردان خداست.

آخرین بار که در ایام عاشورا در شاهرود بودم، به زیارتشان در بیمارستان امام حسین رفتم. و وقتی انده زده او را ترک می کردم، نگاهشان کردم و در دل به دعا گفتم:

پدرا، یارا، اندوهگسارا تو بمان.

اما او نماند و رفت. حالا که نیست، به راستی چیزی کم است. سفر به شاهرود دیگر از شوق دیدار آن بزرگ خالی است. جایش به راستی خالی است. آسمان پر ستاره شبهای بیارجمند دلتنگ مهتاب می نماید، و جمعه هایش غمگین. از رفتنش دل همه ما گرفت. اما یادش و نامش به پاکی و بزرگی در دیار ما خواهد ماند.

این ضایعه را به همه خانواده محترم آن ایشان که همراه آن بزرگوار نجیبانه و صبورانه پذیرای مردم مراجعه کننده بودند، به مردم شریف بیارجمند و همه شهرستان شاهرود تسلیت عرض می کنم. و در این اربعین سالار شهیدان از خدای بزرگ مسئلت دارم که روح آن بزرگ را در طلیعۀ ورود به آن جهان از فیض عنایت خاندان رسالت و ارواح شهدای کربلا – که سلام بر همۀ آنان باد – سیراب و شاداب فرماید






نوع مطلب : مقاله های وارده، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
جمعه 6 بهمن 1391 11:06 ب.ظ
هنوز صدای دلنشینش وقتی که از پشت تلفن برام استخاره رو میخوند تو گوشمه:
"اقدامش خوبست..."
چقدر آرامش بخش بود
من انسان مذهبی ای نیستم اما به استخاره هاش ایمان داشتم
ایمان داشتم
ایمان داشتم
دوشنبه 2 بهمن 1391 12:09 ب.ظ
ممنونم ممنون
بعد از سه هفته باز به یادش گریستم با این نوشته زیبا
پنجشنبه 28 دی 1391 10:58 ب.ظ
بسیار دلنشین بود
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.


صفحات جانبی
آمار وبلاگ
  • آخرین بروز رسانی :
.