تبلیغات
پایگاه خبری شاهرود - مشکلات دانشگاه صنعتی شاهرود و صبر ایوب دانشجویان
 
پایگاه خبری شاهرود
زنده بودن را به بیداری بگذرانیم که سالها به اجبار خواهیم خفت
درباره وبلاگ


اطـلاع رسـانی به هنـگام، دقیـق، شفـاف و هماهنگ، بهترین و بسترسازترین اهرم برای آمـاده كردن افـكار عمـومـی و فرهنگ سازی است.
بر این اسـاس و بـه مـنـظـور اطـلاع رسـانـی، پایگاه خبری شاهرود را ایجاد کردیم.
پایگاه نوپای خبری شاهرود، دست همكاری و هـمـراهی بـه سـوی هـمـه دسـت انـدركاران رسانه های خبری و اندیشه پردازان دراز كرده و خــود را نـیـازمـنـد بـهـره گـیـری از نـظــــرات و تجربیات شما می داند.
استفاده از مطالب و تصاویر وبلاگ با ذکر منبع بلامانع میباشد .

مدیر وبلاگ : خبرنگار
مطالب اخیر
نویسندگان


گفتند: زیاد نمیدونیم. اصلا فراموش می کنیم روز دانشجویی هم هست..

در یک روز سرد پاییزی به مناسبت ۱۶ آذر روز دانشجو تصمیم گرفتیم به میان دانشجویان دانشگاه صنعتی شاهرود برویم و با دانشجویان این دانشگاه به عنوان نمونه صحبتی داشته باشیم و از مشکلات و مسائل اونا مطلع بشیم. الحمد لله در این مصاحبه ها که با ۵ نفر از دانشجویان انجام دادیم، مسائل و مشکلات مهمی مطرح شد.

اولین کسانی که ازشون درخواست مصاحبه کردم، همین که بهشون گفتم از سایت خبری شاهرود هستیم یکیشون برگشت و پرسید: داهی؟ با تعجب گفتم: نه، نسل شاهوار. گفتن وقت نداریم، دومی و سومی همینطور.. ولی ناامید نشدم و وقتی یک خانم را دیدم که آرام آرام از سلف دانشگاه دراومد و داشت می رفت، به دلم افتاد که برم و با او همصحبت بشم.
=می بخشید ده دقیقه وقت دارید با شما صحبتی کنم؟

-درچه موردی؟

=بیاین اینجا لطفاً.. ما از یه سایت خبری هستیم و ..

بعد که خوب خودم و کارم رو معرفی کردم، انگار یه حسّ مسؤولیتی در خودش احساس کرد و با اینکه کار داشت، ولی با من همراه شد و اینگونه یک مصاحبه خوب و مفید رقم خورد.

=در ابتدا بفرمایید چه رشته ای هستید و سال چندم؟

-من دانشجوی ارشد سال دوم رشته مکانیک هستم از نیشابور..

بفرمایید چه اطلاعاتی راچع به روز ۱۶ آذر دارید؟

-بسم الله الرحمن الرّحیم.. من فکر می کنم شاید یه مناسبت تاریخی پشت قضیه بوده.. دانشجویان مبارز مخالفت کردن با رژیم و بعد استارت زده شد برای انقلاب و این خودش مقام و جایگاه دانشجو رو در جامعه نشون میده و مهمه که یه روز بهشون اختصاص داده شده.. همون که اگه دانشگاه اصلاح بشه، جامعه اصلاح میشه، نشون میده که خیلی اهمیت داره.. ولی امروز می بینیم که خیلی از جایگاهی که برامون درنظر گرفتن، فاصله گرفتیم.. یعنی الان بین بچه های ما خودم ناخوداگاهانه مخالفت غیرعاقلانه با یک موضوع میکنن؛ یعنی چون با بعضی چیزا مشکل دارن، همه رو با یه چشم می بینن.. با سیاست های نظام مشکل داره، الان مثلا آقا گفتن دانشجو باید مثل چمران باشه. مثلا سرکلاس رفتن، نگاه می کنم اونجورکه باید درس نمیخونن اون بصیرتی که دانشجو باید داشته باشه نداره.. در مقابل امکاناتی که برای دانشجو اختصاص دادن، اونجور که باید و شاید تلاش نمی کینم بیشتر به حاشیه ها می پردازیم..

=ولی این مخالفت ها که غیرعاقلانه است، به خاطر بی بصیرتی است..

-یک طرف بی بصیرتی خودشونه، و از طرف دیگه اینکه اطلاعات درست و کافی بهشون داده نشده.. مثلا مسؤولین اشتباهی کردن که شاید دیگه نشه درستش کرد. بعضی موقع ها با اسلام هم درمی افتن.. اطلاعات صحیح بچه ها نداشتن، در دانشگاه جایگاهی نمی بینن که الگوی اطلاعات سیاسی درستی داشته باشه.. تو جامعه به نظر اونا باید چیز آرمانی باشه در صورتی که هیچ موجودی اینطوری نیست..

=دانشگاه از نظر کارهای بصیریی و آکاهی دهی در چه حد است؟ آیا کاری میشه؟

-خیلی ندیدم.. چند تاهمایش بوده در موضوع ازدواج، آقای دهنوی اومده بود.. -

=از شخصیت های سیاسی دعوت نکردن؟

-البته اگه اینجا هم دعوت بشن، مخالفت خیلی زیاده جوسازی خیلی زیاد میشه.. بچه های اونور میان الکی جو میندازن.. اینا هست. و اینطور نیست که چیزی که اون میگه رو بچه ها قبول کنن.. میخوام بگم حتی بچه ها به حرف اون استناد نمیکنن. الان بی سی گوش میدن و به نظرشون حرفش درسته..

=الان شما برای حضور مؤثر دانشجو در صحنه سیاسی چه پیشنهادی میدین؟

-می دونین در این دیدی که الان دانشجو داره، تنها دانشگاه مؤثر نبوده.. یعنی کل جامعه باعث شده دانشجو با نظام و مسؤولین مخالفت کنه.. دانشجو یه چیزایی رو دیده در سطح کلی نظام و کار از جایی دیگه خرابه.. ولی به هر حال باید دانشگاه کار خودش رو کنه..در همایش های بحث سیاسی، حتّی یک نفر نبود از اون طرف که برگرده.. چون با یک دید بسته میاد.. البته نکته خیلی مهم که وجود داره اینکه این همایش ها از این جهت که در این بین یک عده می مونن که چی رو انتخاب کنن ..

=قشر خاکستری..

-آره قشر خاکستری، به نطر من حداقل اطلاعات می تونه برای اینا مفید باشه.. حداقل کاری که می تونیم کنیم. دانشگاه فقط می تونه اونا رو بیاره.. و نمیتونه اون طرفی ها رو عوضشون کنه.. این طرفیا چون همیشه سرشون تو درس بوده. مگه یه دوست خوب به پستش بخوره بتونه اطلاعات بگیره.. ولی جوّ دانشگاه بیشتر ساز مخالف میزنه.. به نظر من، "آقای رحیم پور ازغدی" یه شخص بیطرفه.. اکثریت از نظر عقلی قبولش دارن.. ولی مثلا اگه وزیر خارجه دعوتش کنن، کسی قبولش نمیکنه چون نون خور دولته.. سردبیر بعضی روزنامه ها ها هم خوبه.

=-یک نفر از این طرف و یکی از اون طرف..

-بله، برای افرادی مثل من شاید بار نداشته بشه، ولی برای قشر خاکستری خیلی اطلاعات میده.. البته فضای جازی هم خیلی تأثیر میزاره .. اگه از اون طرف میگیم و انتقاد می کنیم، باید خرابکاری هایی که این طرف صورت می گیره هم بگیم کارای مجلس، کارای دولت، خب یکدفعه همه رو به یه چوب بزنیم نمیشه، مثلا همش از یه شخص طرفداری کنیم.

=از مشکلات دانشگاه خودتون هم بگین.

-بحث امکانات باشه من الان خوابگاه مسکن هستم در هفت تیر که سلف نداره و خیلی طول میکشه که برسیم اینجا.. پل هوایی داره و روزای زمستان لغزنده میشه و خیلی ممکنه که بیفتیم و سر بخوریم..

خوابگاه مسکن و انقلاب سلف نداره.. غذا رو شبها می کشن میارن و میدن، صبحانه رو هم بی خیال، کسی نمیاد.. ما الان پردیس دانشگاه یعنی میایم اینجا ۶.۵ بیدار می شیم که ساعت ۸ کلاس داریم، برسیم..

=مشکلات رفت و آمد و ضایع شدن وقت خیلی از دانشجویان دانشگاه ها دارند.. از نظر علمی و آموزشی چه مشکلاتی وجود داره؟

-خدا رو شکر تو رشته من استاد خوب هست، نمیگم نیست.. چند تا استادامون نخبه های کشوری هستند از این نظر خوشحالیم.. استاد نوروزی، اکبری، آدم امیدوار میشه و الگو می گیره.. مشکل دیگه که البته اینجا کمتر دیدم، چون کلا دانشجویان اینجا سیاسی نیستن. کسی کاری به کار کسی ندارن.. همه دنیا رو آب ببره اینا رو خواب می بره.. بیشتر در روزمرگی غوطه ور شدن.. شهر شاهرود هم به نظر من کلا اینطوریه.. دانشگاه فردسی که بودم، تا یک چیزی میشد، جلوی دفتر رئیس دانشگاه جمع میشدیم.. سازمان ملل می رفتیم، کنسولگری عربستان .. استادا اونجا خارج درس خونده بودن، اینجور استاد چی میخاد به ما بگه، جز اینکه ما رو ناامید کنه از ایران.. یه سری اصول و نظریه های خارجی رو به ما بده.. اما استادهای اینجا خارج نرفتن، اکثرا داخل بودن شاید یک فرصت مطالعاتی داشتن که رفتن، ولی امریکا و کانادا نبودن..

=درمورد اوضاع خوابگاه دانشجویان صحبت کنید .. بفرمایید اینجا چند تا خوابگاه داره و وضعیت از نظر امکانات خوابگاه در چه حدی هست؟

-دانشگاه صنعتی دو تا خوابگاه داره، خوابگاه استقلال که دو تا بلوک داره بعد، خوابگاه مسکن، خوابگاه مسکن و خوابگاه خودگردان البرز .. هم هست در شهرک دانشاه دقیق نمی دونم.. خوابگاه سوئیتی است .. مسکن نظافت با خود بچه هاست. اتاق هاشون شلوغ هست.. اتاق های کوچکتر کمتر و بزرگتر بیشتر .. برای ارشد باید اتاق ها دو نفره باشه.. الان ما ۵ نفره هستیم.. کلا تعداد جمعیت اتاق ها خیلی زیاد است.. مشکل کمبود خوابگاه داریم اینجا.. به خاطر ۵ نفر در یک اتاق خیلی وقتمون تلف میشه.

=از نظر سر و صدا و شلوغی هم حتما مشکلاتی هست؟

-در لاین ما ارشد کمتر هست، مگر اینکه بچه ها تولدی، چیزی داشته باشن.. ولی در کارشناسی، چرا هست.. سر و صدا زیاده..

=ولی دوران خاطره انگیز و جالبیه.

-بله، شیرینه، اگه شهر خودت بودی، بهتره.. پیشرفت درسی بهتر بود.. ولی الان ما خیلی وقتمون تلف میشه.. و همه مشکلات رو باید خود بچه ها حل کنن.

=مسؤولین از خوابگاه بازدید میکنن؟

در هفته خوابگاه ها بله، میان. ولی فقط منحصر شده به هفته خوابگاه ها..

=وقتی مشکلات رو براشون مطرح می کنین، رسیدگی میکنن؟

-من خودم پیش امور دانشجویی رفته بودم، همه چیز رو زیر سؤال بدم. به نظر من صحبت های وزیر سوء برداشت کرده.. بنا بر این بود که سلف و خوابگاه خصوصی بشه.. نه اینکه کلاً حذف بشه.. منظور وزیر این بود که بخش خصوصی متولی کار باشه..

=آینده شغلی و تحصیلی دانشجویان رو چطور می بینید؟

میگن روشن بین باشیم ..

ایشون چون دیگه بیشتر از این وقت نداشت. بنابراین، ازشون تشکر کردم و خداحافظی کردم.

همینطور که داشتم به سمت در خروجی می رفتم، دو نفر دیگه رو هم دیدم، که اونها هم داشتند به اون سمت می رفتن.. ازشون خواستم ده دقیقه وقت بزارن، ولی گفتن آمدند دنبالمون و نتونستند بمونن..

به راهم ادامه دادم.. این دانشگاه سراسر پوشیده شده از پله.. هر جا نگاه می کنی، پله است..

دو تا دختر از یه تیپ دیگه دیدم که آرام داشتند با هم راه می رفتند، از پشت سر صداشون زدم به طرفم برگشتند. براشون توضیح دادم، به هم نگاه کردند و با خنده گفتن، تا حلالا مصاحبه نکردیم.. ولی یکیشون مایل به مصاحبه بود.. ازشون دعوت کردم روی نیمکت بنشینیم..

پرسیدم سال چندم هستین؟ چه رشته ای می خونین؟

گفتن: سال سوم فیزیک هستیم.. ولی از روز دانشجو چیزی نمی دانستند.

گفتند: زیاد نمیدونیم. اصلا فراموش می کنیم روز دانشجویی هم هست..

بعد عذرخواهی کردند و گفتند کلاسشون ساعت سه شروع میشه و باید بروند.. من هم نخواستم مزاحم وقتشون بشوم..

نگاه کردم دو نفر دیگه داشتند از روبرو می آمدند.. معلوم بود دوست صمیمی هم هستند.. نزدیکشون شدم و خودم و کارم معرفی کردم.. خدا رو شکر اینا با مصاحبه موافق بودند و با روی باز استقبال کردند.

=لطفا در ابتدا بفرمایید به چه مناسبت روز ۱۶ آذر به عنوان روز دانشجو نامگذاری شده است؟

-راستش نمی دونم.. اصلاً اطلاعی ندارم. شاید برای تجلیل از دانشجو..

-خب اشکالی نداره.. در این روز تعدادی از دانشجویان حق طلب پیرو خط امام، به خاطر دفاع از آرمان انقلاب و اسلام کشته شدند.

=لطفا کمی در مورد مشکلات دانشگاه و دانشکده تون بفرمایید.

-ما در دانشکده مدیریت و صنایع هستیم. این دانشکده، یک دانشکده بسیار قدیمیه و نوساز نیست. از خود دانشکده بخوام شروع کنم، دانشکده ما کجاست، سلف کجاست؟! یعنی تا میریم سلف و برمی گردیم، این غذا هضم شده بماند، دوباره گرسنه مون هم میشه.. یعنی از محوطه اصلی دانشگاه خیلی دوره. دو تا ون نداره که که دانشجویان رو منتقل کنه.. سلف هفت تیر، دانشکده مدیریت دامغان..!!

دانشکده ما دقیقاً ۴۹ تا پله داره.. شما حساب کنید ۵۰ تا پله بریم و ۵۰ تا بیاییم، میشه ۱۰۰ تا پله نفس گیر.. من یکسال و نیمه تو این دانشگام، من جوون ۲۰ ساله زانوبند می بندم.. مشکل دیگه، سایت دانشکده است.. البته قبلاً سایت نداشتیم و باید می رفتیم سایت مرکزی..تا پارسال محوطه بزرگی بود، نصف برای دخترها و نصف پسرها.. امسال دخترها باید طبقه بالا برن، حالا شما حساب کنید ۶۰-۷۰ تا پله برای خانم ها خیلی سخت و مشکله.. و من به شخصه اگه مجبور به استفاده از سایت باشم، ترجیح میدم کافی نت بیرون برم..

مشکل دیگه که جدیداً اضافه شده، مسجد دانشگاهه.. طرف دخترها، حسینیه است و دانشجویان درطول روز برای استراحت و یا درس خوندن میرن اونجا.. جدیداً گفتن تا ساعت ۱۰.۵ در حسینیه رو باز نمی کنیم، به علت اینکه شؤونات اسلامی رو رعایت نمی کنن، آرایش می کنن و می خوابن و ... طبقه بالا هم برای نماز جماعت کلّی پله داره.. و طبقه پایین و فضا خیلی کم است و تصور کنید در فاصله نیم متری باید باشیم و محیط پر و مملو از دانشجو میشه جای نفس کشیدن نیست...

مشکل بعدی اساتیدی است که میان .. البته خوب و باتجربه هستند، ولی جدیداً چیزی که در دانشکده خودمون می بینیم، اینکه برای درس های تخصصی استاد جوون و بی تجربه آوردن.. یه معلم کلاس دوم ابتدایی بخواد درس بده، اول می فرستنش روستاها و این ور و اون ور، بعد در یک مدرسه سطح بالا درس بده.. ولی ما برای رشته خودمون می بینیم اساتید خیلی سعی می کنند خوب درس بدن، ولی بیانشون مشکله. این استاد اول باید ۲ ساعت بره پیام نور و غیر انتفاعی و آزاد و .. درس بده، بعد بیاد صنعتی..

مشکل بعدی سیستم گلستان دانشگاهه.. که پدرت درمیاد موقع انتخاب واحد، واقعاً گریه بچه ها درمیاد.. همه چیش قاطیه.. در حذف و اضافه مسؤولان آموزش خیلی اذیت میشن..

یکی از بچه ها در انتخاب واحد دید معدلش ۱۱ و خرده ای شده، یعنی نباید بیشتر از ۱۴ واحد برداره.. بعد در حذف و اضافه دید معدلش ۱۲ است و از ۶ واحد درسی افتاد و دیگه نمی تونست برداره..

غذاهای دانشگاه کباب و خورشت و اینا خوبه.. ولی برنج.. حالا ما که خوبه حداقل یک وعده خونه میریم، ولی باور کنید بچه های خوابگاهی زخم معده گرفتن.

-از اوضاع فرهنگی و حجاب در دانشگاه بگید.

-دانشگاه ما نسبت به دانشگاه آزاد و بقیه جاها خیلی خوبه این نظر خودمه.. ولی جدیداً من به چشم خودم دیدم که دختر ساپورت پوشیده بود.. یعنی لباس دانشگاه یک جای رسمی ساپورت ..؟! چرا باید اینجور باشه؟ چرا حراست جلوشون نمی گیره؟ چند تا مورد اینطوری هستند، ولی کلاً حتی مانتویی ها در دانشگاه ما حجابشون بد نیست..

مشکل دیگه کافی شاپ دانشگاهه که رستوران حساب میشه.. قیمت هایی که زدند مثلاً ساندویج بسیار کم .. قیمت بالا میدن، و کیفیت پایین! نسبت به پارسال قیمت ها دو برابر شده و کیفیت اومده پایین.یه چایی ۵۰۰ تومن!



=سطح علمی دانشجویان چطور است؟

سطح علمی دانشجویان ارشد واقعاً بالاست، ولی برای کارشناسی دانشگاه براشون محیط تفریحی است.. و فقط شب امتحان درس می خونن.

=آینده تحصیلی و شغلی خودتون چطور می بینین؟

آینده تحصیلی دانشگاه ما خب دانشگاه معتبریه و به نظرم مدرک داشته باشی دانشگاه فرقی نمیکنه چی باشه.. فقط اونایی که طبع بلند دارن، براشون مهمه کدوم دانشگاه درس بخونن، ولی اینکه شاهرود آمدم تا راحت تر باشم.. ممکنه من فردا برم جایی کار کنم که مافوقم مدرکش پایین تر از من باشه.

=با تشکر از شما.. از دوستتون می خوایم که یه خاطره از روزهای خوب دانشگاه برامون تعریف کنن.

-خاطره خوبی که الان به ذهنم نمیاد.. فقط روز اول که وارد شدم، یه صف طویلی بود که باید امور دانشجویی می رفتیم و عکس و .. تحویل می دادیم و آخرشم نفهمیدم برای چی عکس می خواستن..

=خب طبق روال مصاحبه ها، اگر حاضر باشین ما چند تا کلمه می گیم و در مقابل شما اولین کلمه یا عبارتی که به ذهنتون میاد، بفرمایید:

-باشه.. ببینم چه کلمه هایی هست.

گلستان: به مرگ خودت راضی شدن

شب امتحان: یاد امتحان درس صنعتی ۱ افتادم..

سایت: پله

۱۶ آذر: روز دانش آموز!

سلف: یاد اون روزی افتادم که برای اعتصاب ۲ کیلومتر ظرفها رو چیده بودن

رئیس دانشگاه: استاد یاوری

احمدی نژاد: پول

سیب زمینی سرخ کرده: غذای خاصّ دانشجو

و می خندد..

از این جمع دوستانه خداحافظی می کنیم و بهشون قول میدیم این مصاحبه جالب و خواندنی رو برای فردا تو سایت بزاریم.. خدا کنه بتونیم به قولمون عمل کنیم..

خدا کنه مسؤولین ببینن و به مشکلات این دانشجویان رسیدگی بهتری داشته باشن.. مخصوصاً پله ها..




نوع مطلب : اخبار شاهرود، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط : عرش نیوز،
دوشنبه 20 آذر 1391 11:09 ق.ظ
http://shahroody.blogfa.com/ سایت جامع شهرستان شاهرود افتتاح شد
خبرنگار موفق و موید باشید
یکشنبه 19 آذر 1391 12:48 ق.ظ
شاهرود به روایت تاریخ ( قسمت اول )

پاتوق وبلاگ نویسان شاهرود
shahrood-yes.blogfa.com

با نظرات و پیشنهادات خوبتون مارو در بررسی تاریخ شهرمون یاری کنین

متشکریم
شنبه 18 آذر 1391 11:02 ب.ظ
سلام. خسته نباشید. چقدر خوبه انسان امانتدار باشه چه شما چه عرش نیوز و چه مرات...این گزارش رو خود من تهیه کردم و برای اولین بار روی سایت نسل شاهوار کار کردم ولی متاسفانه همه کپی کردن و حتی اسمی از تهیه کننده گزارش نیاوردن...اگه شما واقعا خبرنگارید باید بدونید مهم ترین اصل توی کار خبر امانتداری هست...
واقعا متاسفم
خبرنگار سلام و عرض ادب
همکار گرامی، مطلب فوق را در سایت عرش نیوز مشاهده و جهت مطالعه همراهانمان، در پایگاه خبری درج کرده ایم.
البته منبع خبر در انتهای مطلب ذکر شده است.
موفق باشید.
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.


صفحات جانبی
آمار وبلاگ
  • آخرین بروز رسانی :
.