پایگاه خبری شاهرود
زنده بودن را به بیداری بگذرانیم که سالها به اجبار خواهیم خفت
درباره وبلاگ


اطـلاع رسـانی به هنـگام، دقیـق، شفـاف و هماهنگ، بهترین و بسترسازترین اهرم برای آمـاده كردن افـكار عمـومـی و فرهنگ سازی است.
بر این اسـاس و بـه مـنـظـور اطـلاع رسـانـی، پایگاه خبری شاهرود را ایجاد کردیم.
پایگاه نوپای خبری شاهرود، دست همكاری و هـمـراهی بـه سـوی هـمـه دسـت انـدركاران رسانه های خبری و اندیشه پردازان دراز كرده و خــود را نـیـازمـنـد بـهـره گـیـری از نـظــــرات و تجربیات شما می داند.
استفاده از مطالب و تصاویر وبلاگ با ذکر منبع بلامانع میباشد .

مدیر وبلاگ : خبرنگار
مطالب اخیر
نویسندگان
دوشنبه 14 شهریور 1390 :: نویسنده : خبرنگار

کاظم جلالی شاهرود را شهری نخبه گریز دانست و از تنها بودن خود در لحظات سرنوشت ساز پرده برداشت.

دکتر جلالی نوید ایجاد اشتغال برای جوانان را داد اما ... .

دکتر جلالی در وب سایت خود در جواب به پرسش های مختلفی که از ایشان شده بود پاسخ هایی داده اند که جای بسی تامل دارد.

دکتر جلالی در پاسخ به درد و دل یک جوان شاهرودی از نبود نخبگان و روشن فکران متحد در شاهرود گلایه کردند و از درک عمیق تنهایی خود در حساس ترین لحظات پرده برداشتند که این مهم به خوبی نشان دهنده ی ضعف یک نماینده می باشد. آیا این سخن نماینده که شهر خود را شهری نخبه گریز بنامد و این را باور داشته باشد، نشان دهنده ی عمق فاجعه ی موجود در شهر نیست؟

در جای دیگر که درد و دلی  از نبود اشتغال برای جوانان ذکر شده بود، ابتدا به پروژه های در دست اجرا اشاره کرده و دلگرمی دادند ولیکن در آخر با بیان اینکه این اجرائیات در کوچه و پس کوچه های ادارات دولتی گیر کرده است قسمت اول سخنان خود را زیر سوال بردند. آیا درآوردن این گیر مانده در کوچه و پس کوچه ها، همت والای شما و سایر مسئولین شهر را طلب نمیکرد؟ دکتر شما مسئول تباهی جوانان شهر هستید. جوانانی که به دلیل نبود کاری آبرومندانه دست به هر عمل خلاف و دور از عرف میزنند، روزی گریبان گیرتان خواهند شد.

اگر بخواهیم این پاسخ های ایشان را با مقاله ی نوشته شده توسط آقای عباسعلی غلامی در وب نوشته های شخصی اش تحت عنوان فرار مغز ها و آسیب های اجتماعی مقایسه کنیم کاملا به صحت ادعاهای ایشان دست می یابیم که نبود اشتغال پایدار و عواملی همچون  فساد اداری، پارتی بازی، نبود نظام شایسته سالاری، جایگزینی روابط به جای تخصص و نبود پیشرفت و ترقی بر اساس نبوغ و تخصص، عدم بکارگیری تحصیل کردگان و نخبگان جامعه در سازمان ها و ادارات بجای غیر بومیان، فقر اعضای هیات علمی بومی بدلیل صنعتی بودن دانشگاه و بی بهره بودن از رشته های علوم انسانی، عدم تعصب و بی توجهی مدیران دانشگاهی، آزاد، ملی و غیر انتفاعی به جذب اعضای هیات علمی بومی، عدم دلسوزی متولیان امر در شهرستان و نبود اهتمام جدی برای تصحیح اشتباهات، وجود تنش های فراوان میان مدیران و نکته کلیدی دخالت نداشتن نخبگان و متخصصین و دانشگاهیان در امور مربوط به شهرستان باعث نخبه گریزی ذکر شده ی دکتر جلالی می باشد و در حالی که دکتر جلالی مهمترین نقش را در این موارد بر دوش داشتند بیان این مشکلات از زبان خود ایشان و نیز اعتقاد و باور پاسخ های داده شده توسط خودشان، رهاوردی جز نومیدی بیش از پیش مردم و جوانان به ارمغان نخواهد آورد و همچنین در زمینه تنهایی ایشان در لحظات حساس نیز جای بحث فراوان دارد و جای سوال که  تا کنون جناب دکتر نتوانسته است یکی از همراهان خود را تا انتهای کار حفظ کند دلیلش چیست؟ اینکه فاقد یک مشاور امین است، ناشی از چه خصلتی است؟ آیا این خود باعث عقب ماندگی شهرمان از پیشرفتی که میتوانست با همدلی مسئولین داشته باشد نیست؟

سوال من از نماینده ی شهرم این است که به نظر شما، کوتاهی و کم کاری در نائل نیامدن به این ایجاد شغل ها از جانب چه کسی به شهر روا شده است؟ آیا نماینده ی یک شهر صدای رسای مردمان حوزه ی انتخابیه وی نیستند؟ آیا شمایی که جناب لاریجانی از گردن کلفتیتان سخن گفته بود، نمی توانستید این مشکلات جزئی را گره گشایی کنید؟

دکتر عزیز بهتر نبود اندک زمانی از اوقاتی که به فکر حل معضلات کشورهای مجاور صرف می شد، برای شاهرود خودتان هزینه می کردید؟ آیا نمی توانستید همان طور که به صورت ضرب العجلی به قضیه شهرستان شدن میامی رسیدگی کردید در طی این 11 سال نیز اینگونه می بودید؟ بهتر نبود برای رای صادقانه ملت شاهرود به خود احترامی بس اندک قائل میشدید؟ 

دکتر جلالی گفتند اگر ما یار هم، غمخوار هم و دلدار هم بودیم و یا باشیم حقیقتاً با این ظرفیت بالای شاهرود می توانستیم و می توانیم کارهای بسیار بزرگی را به شکل دست جمعی انجام دهیم. حال سوال ما این است که چه کسی می بایست این همدلی را ایجاد میکرد؟ چه کسی باید با وارد کردن عناصر روشن فکر و نخبه، شهر را به سوی اهداف عالیه اش هدایت می کرد؟ بهتر نبود به جای قرار دادن فرمانداری غیر بومی، شخصی از بطن شاهرود انتخاب میشد تا علاوه بر همدلی با جناب ایشان، در جهت بهبود مصائب شهر میکوشید؟ دکتر نگاهی به معاونین گماشته شده ی مهندس بندرآبادی انداخته اید؟ آیا این سوال به ذهنتان خطور نکرده است که کارشناس زراعت و اصلاح نباتات را چه به معاونت سیاسی اجتماعی؟ یعنی خدا وکیلی یک مدیر لایق و شایسته در سطح شهر خودمان یافت نمی شد؟ دکتر بسیار جای تاسف دارد برای این که نام فرمانداری مان را به ویژه تغییر دادیم و خودش را نه.

در جای دیگر ایشان فرمودند که  برای محدود افرادی که قصد کار و تلاش دارند آن قدر فشارهای روانی و استرس وارد می شود که برای خلاصی خود از چنین وضعیتی لحظه شماری می کنند. جناب دکتر علت این فشارهای روانی و استرس ها چیست؟ آیا اگر نظام حاکم بر شهر به جای نظام تبعیت پذیری، شایسته سالاری بود، باز هم این مشکل خفت بار وجود میداشت؟

جناب دکتر جلالی بهتر نیست که ما اول خود را اصلاح نماییم و سپس سعی در اصلاح دیگران داشته باشیم؟ دکتر دل مردم شاهرود خون است. کاش در این چند ماه باقی مانده از مسئولیتتان، با رسیدگی به شهر دعای خیر مردم را بدرقه راهتان کنید نه خدای ناکرده ... .

موفق باشید.





نوع مطلب : دل نوشته ها، نقد عملکرد مسئولین، پاسخ مسئولین، 
برچسب ها : گلایه، دل نوشته، کاظم جلالی،
لینک های مرتبط :
سه شنبه 15 شهریور 1390 10:36 ق.ظ
دیگران می گفتند ، این شهر هرکی هر کی ما باور نداشتیم ،می گفتند شهر بی صاحب باور نداشتیم .دیگه اعتراف نماینده شهر به بی حساب و کتاب بودن اوضاع شهر و قاراشمیش بودن آن را نمی توانیم باور نکنیم . شهر نخبه گریز
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.


صفحات جانبی
آمار وبلاگ
  • آخرین بروز رسانی :
.